دكتر عقيقى بخشايشي
174
چهارده نور پاك ( فارسي )
داشته است كه بايد از آنها استفاده كنى و زندگى را بر عائله ات تلخ نگردانى . منتهى همانگونه كه خداوند تو را نعمت بخشيده ، تو نيز بايد از اين نعمت ها ، به مستمندان بهره رسانى ، نه آن كه خود را ، يكسره از آن محروم سازى . به من و شيوهء زندگى ام نگاه مكن و در انديشهء تقليد و پيروى از اين طرز زندگى مباش ! چه ، من وظايف ديگرى دارم كه تو ندارى . من اميرمؤمنان و زمامدار و پيشواى مسلمانان هستم . پس بايد خوراك و پوشاك خود را ، به چنان سطحى تنزل دهم كه در سراسر قلمرو خاك اسلام ، نادارترين و فقيرترين مسلمانان ، در آن سطح زندگى من ، آسان تر تحمل خواهند كرد و با خود خواهند گفت كه امير و زمامدار و پيشواى ما نيز مثل ما فقيرانه زندگى مىكند ، مثل ما كم و ناچيز مى خورد و مثل ما ساده و كهنه و خشن و وصله دار مى پوشد . آرى ، اين طرز زندگى ، به اقتضاى وظيفهء زمامدارى ، بر من روا ، حتى فريضه است ، حال آن كه تو و مسلمانان ديگر چنين وظيفه اى نداريد . " عباس عقاد " مىنويسد : امام على ( عليه السلام ) بارها مى فرمود ، من چگونه مى توانم روا بدارم و سزاوار بدانم أمير المؤمنين ( عليه السلام ) و رهبر و زمامدار مسلمين خوانده شوم ، ولى در سختى ها و مشكلات زندگى ، با تودهء مردم همراه و همسان نباشم ؟ ( 1 ) آرى ، اين شيوهء زندگى و اين خوراك و پوشاك ، تازه مربوط به زمانى است كه على ( عليه السلام ) خلافت را به عهده دارد بر سراسر قلمرو گسترده و پهناور حكومت مىكند و قدرت اول آن سرزمينهاى پهناور و پر شوكت ، در دست پرقدرت اوست . . . اما ، او از اين خلافت وقدرت وحكومت چه نصيبى مى برد ؟ هيچ و كمتر از هيچ . زيرا كه خودش چنين مى خواهد . شايد به افسانه شبيه تر باشد ، اما از هر حقيقتى حقيقتى تر و از همه
--> 1 . مقايسه كنيد اين زندگى را ، بازندگى عثمان ومعاويه كه در ثروت ومكنت غوطه ور بودند و در كنار كوخ هاى مسلمانان ، كاخ ها به پا مى كردند . . . ونيز بازندگى ساير كسانى كه در طول تاريخ ، داعيهء رهبرى مسلمانان واستقرار امپراتوريهاى اسلامى را در سر مى پرورانده اند ، اما خود ، كمترين آشنايى با دردها مشكلات تودهء مردم نداشته اند . وشگفتا ، كه گروهى ازسرسخت ترين مدعيان برقرارى امپراتورى بزرگ اسلامى ، نه تنها راه عثمان ومعاويه را مى رفتند كه حتى نام امپراتورى شان هم " امپراتورى عثمانى " بوده است ! . . .